12.29.2011

فعالین و گروههای سیاسی مخالف حکومت ایران: اتحاد یا واگرایی

هر کدام از فعالین سیاسی مخالف حکومت ایران هم از لحاظ سواد، علم کشورداری و سیاست از تمام سردمداران رژیم جمهوری اسلامی نه تنها خیلی بالاتر که هستند بلکه در زمره برترین ها و اولین ها ی مردم ایران هسنند و هر ساله جلوی  ورود این نخبگان به خاطر تفکرات آزادی خواهانه و دموکراسی طلبانه در مقاطع تحصیلی بالاتر گرفته می شود و از ورود این نخبگان مبارز و روشنفکر در مقاطع تحصیلی فوق لسانس و دکترا با فرمان سیستم حکومتی ممانعت به عمل می آید. این محدودیت ها و نبودن ضمانت برای امنیت جانی نخبگان باعث می شود هر ساله هزاران نقر از نخبگان علمی، سیاسی چاره ای جز ترک کشور را نداشته باشند و حتی دولت مردان رژیم به این حقیقت اذعان می کنند.

 در کل تفکرات تک بعدی و ایدئولوژیک حاکم بر رژیم استبدادی ایران تحمل تفکرات مدرن و چند بعدی و متکی بر نسبیت و انتقاد را ندارد و هر فکر و شیوه ای که با تفکرات رادیکال متکی بر ایدئولوژی و مطلق گرای حکومت اسلامی ایران بر پایه فرهنگ شیعی و آریایی سازگار نباشد به نظر سردمداران و نظریه پردازان این حکومت باید محو و نابود گردد. در سالهای اخیر بطور مستقیم و غیر مستقیم احاد جامعه جهانی شاهد ترور خفقان، اختناق رژیم ایران بر علیه فعالین و روشنفکران سیاسی و اجتماعی بوده است.  
این رژیم هیچگونه تفکر اصلاح طلبانه را بر نمی تاباند و تفکرات مدرن بر پایه دموکراسی را تهدیدی برای تفکرات ایدئولوژیک و اسلام گرایانه خود می بیند. پس چنین نتیجه گیری می شود هیچ عمل اصلاحی برای این رژیم کارساز نیست و اصلاح طلبان حکومتی هم خود به این نتیجه رسیده اند. بنابراین تغییر رژیم اسلامی و تبدیل آن به یک حکومت دموکراتیک و سکولار از اساسی ترین راه موجود برای رسیدن به حقوق آحاد جامعه ایران است. من جمله در این میان تمام قشرها و ملیت های مختلف در جامعه ایران در چهاچوب حقوق بین الملل و قانون حق تعیین سرنوشت می توانند به حقوق فرهنگی، ملی و زبانی خود دست یابند و از استثمار و اسارت حکومت دینی آمیخته با ملی گرایی افراطی بر پایه تفکرات نژادپرستانه آریایی رهایی یابند. غلبه بر این رژیم به جز مبارزه عقلانی و به دور از خشونت بر علیه حکومت استبدادی ایران بدست نمی آید و برای این باید تمام شرایط من جمله شرایط داخلی و بین المللی مهیا باشد و گرنه با تفکرات ایده الیست، تک بعدی، نژادپرستانه در جهت منافع عده ای خاص و علی الخصوض قوم حاکم پیشبرد چنین مبارزه ای را با مشکل مواجه ساخته است. برای این کار اتحاد تاکتیکی گروههای سیاسی درمقطعی از زمان در محور دموکراسی و احترام متقابل ضروری است.  
 گروههای اپوزسیون قوم حاکم بدون توجه به خواسته ها و حقوق ملت های ساکن در ایران و تعامل با گروهها و فعالین سیاسی این ملت ها نمی توانند نتیجه ای از مبارزه ضد استبدادی بگیرند متاسفانه فعالین و گروههای اپوزسیون دموکراسی و حقوق بشر را با خواست ها و معیارهای قوم حاکم ارزیابی می کنند. این تفکرات نسنجیده باعث تشدید واگرایی در بین دو گروه شده است و تفاهم و توافق این دو را در پیشبرد مبارزه بر علیه دشمن مشترک با دشواری روبرو کرده است و رژیم ایران بیشترین سود را از این عدم تفاهم واختلافات برده است.
با توجه به تحولات و رویدادهای داخلی و خارجی ایران تغییر این رژیم در آینده اجتناب ناپذیر است. با عمیق تر شدن بحران حکومت ایران هم در عرصه داخلی وهم بین المللی ثانیه ها بر علیه این حکومت رو به اتمام است. اما آلترناتیو این رژیم چگونه حکومتی خواهد بود جای سوال دارد. بدون توجه به موانع توسعه عقلی و فکری بر پایه اصول دموکراتیک و پلورالیسم برای جایگزینی حکومت در بین گروههای سیاسی اعم از قوم حاکم فعلی و سایر اقوام ستمدیده در آینده ممکن است باعث بروز کشتار و نسل کشی قومی در ایران وبه بالکانیزه شدن این کشور بیانجامد. در نهایت ممکن است عواقب بدی بر جغرافیای سیاسی ایران داشته باشد.