تنگه هرمز شاهرگ حیاتی کشورهای حوزه خلیج که عمدتا صادرکننده نفت هستند و کشورهایی که از این کشورها نفت وارد می کنند، می باشد. در کل یکی از ترانزیت اصلی نفت و گاز کشورهای حوزه خلیج به سرتاسر دنیا تنگه هرمز می باشد. تخمینا روزانه حدود 15 الی 16 میلیون بشکه نفت خام از این تنگه ترانزیت می شود که معادل 40 درصد نفت قابل حمل کشتی های نفتکش دنیاست و حدود 25 درصد کل نفت مصرفی دنیاست. بنابراین با استناد به آمار وارقام این تنگه دومین تنگه پرتردد دنیاست.
از لحاظ قوانین بین المللی و دریاها ایران حدود 12 مایل از ساحل حق نظارت بر تنگه هرمز را داراست، برای قسمت های دیگراین تنگه ایران هیچ گونه حق تسلطی نمی تواند داشته باشد و بیشتر تردد کشتی ها و حمل کالا در طرف کشورعمان قرار دارد که از هر گونه دسترسی ایران خارج است و از لحاظ حقوق و قوانین دریاها و دریانوردی دولت ایران هیچگونه اختیاری برای کنترل و جلوگیری از تردد آنها را ندارد. بنابراین هر گونه اخلالی در حمل ونقل تنگه هرمز از طرف ایران به منزله اعلان جنگی برای کشورهای وارد کننده و صادرکننده نفت و کالا خواهد بود.
نظارت و کنترل کامل حکومت ایران بر این تنگه رویایی بیش نیست. ممکن است نیروی نظامی ایران بتواند مثل مورد قبل در این باره مشکلاتی ایجاد کند ولی این مشکلات تنها بعد از چند زمانی کوتاه حل خواهد شد چون بر طبق آمار و اطلاعات موجود قدرت آتشباری تجهیزات نظامی ایران نتنها از آمریکا و کشورهای غربی بلکه از بیشتر کشورهای حوزه خلیج بخصوص امارات متحده و عربستان سعودی خیلی ضعیف است. بنابر این این موضع گیری ها و تهدیدها هم بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و از دنیایی غیر واقعی و بزرگنمایی کاذب جمهوری اسلامی ایران خبر می دهند که رویکرد غیر عقلانی و به دور از رئالیسم سیاسی حکومت ایران در برابر تهدید های بین المللی می باشد.
این تنگه بیشترازهمه کشورها برای ایران اهمیت حیاتی دارد. حکومت ایران الان هم جز صادر کنندگان بزرگ نفت در جهان محسوب می شود و اقتصاد ایران درحال حاضر در وضعیت نابسامانی قرار دارد و ارزش ریال ایران روزبروز در مقابل سایر واحدهای پولی افت بی سابقه ای پیدا می کند. بیکاری، تورم، فساد اداری و دولتی، بزهکاری اجتماعی و... به بالاترین حد خود رسیده و با گذشت زمان در حال افزایش است و ایران به شدت به در آمد ارزی این اقتصاد تک محصولی یعنی نفت وابسته است و اکثر نفت صادرتی ایران هم از این تنگه عبور می کند. در این میان گزینه تحریم نفت و گاز ایران توسط جامعه بین الملل بهترین گزینه برای فلج کردن این رژیم به عنوان حامی و سازماندهی کننده تروریسم بین الملل و ناقض سرسخت حقوق بشر مدنظراست و گام هایی در این خصوص از طرف برخی کشورهای غربی بخصوص آمریکا، کانادا، ژاپن، بعضی کشورهای اتحادیه اروپا و... برداشته شده که در حال بررسی توسط این کشورها می باشد. تحریم نفت خط قرمز ایران است در قبال این اقدامات جامعه جهانی بر علیه ایران احتمالا رژیم بالطبع واکنش هایی از خود نشان خواهد داد که از جمله این واکنش ها حمله به مواضع و منافع کشورهای غربی و هم پیمانانشان می باشد که یکی از آنها هم تلاش این کشور برای بستن تنگه هرمز خواهد بود. با توجه به مطالب بیان شده در سطور بالا فعل آن برای حکومت ایران گران تمام خواهد شد وچنین اقدامی به منزله شروع جنگ در منطقه می باشد. اگر شرایط به این منوال ادامه پیدا بکند و تغییری در سیاست های خصمانه حکومت در برابر جامعه بین الملل ایجاد نشود در نهایت حکومت جمهوری اسلامی ایران با این رویکرد دگماتیستی و ایدئولوژیک خود و همچنین بدون توجه به خواسته ها و نیازهای مردم وحل معضلات و مشکلات اجتماعی آنها در داخل کشور در نتیجه این فشار شدید مضاعف داخلی و خارجی بازی را هم از درون و هم در برابر جامعه جهانی خواهد باخت ودر نتیجه هیچ کدام از رویا های این رژیم به حقیقت نخواهد پیوست و احتمالا سرنوشتش همان سرنوشتی خواهد بود که یک عده ازنظام های دیکتاتوری در جهان سال گذشته آن را تجربه کردند.